محمد تقي المجلسي (الأول)
53
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
انقرضرا از زكات حساب نمايد و جائز نيست نقل زكات از موضع مال با وجود مستحق پس اگر نقلنمايد ضامن گردد و اگر بواسطهء نبودن مستحق نقل كند ضامن نباشد و واجب است كه زكات به امام يا نائب او دهد اگر طلبنمايند و در زمان غيبت سنّت است كه بفقيه امين دهند و جائز است مالكرا كه وكيل نمايد كه از براى او اخراج و عطاى زكات كند و واجب است نيّت هنگام دادن به مستحق يا عامل يا فقيه يا امام بر اين وجه كه اينزكوة مالرا مىدهم از براى انكه واجب است يا سنّت تقرّب به خدا و وكيل نيّت كند كه از قبل موكل است و هرگاه بيكى از امام يا نائب يا فقيه زكات دهد ذمت او برى مىشود اگر چه تلف گردد و به مستحق نرسد و اگر مخالفى زكات را به مثل خودى داده باشد و بعد از ان بنور ايمان بينا گردد باز دهد و انچه سابقا داده اعتبار ننمايد بخلاف ديگر عبادات كه احتياج باعاده نيست و اگر مالك دعوى كند زكات داده يا حول تمام نشده يا انكه اينمال وديعتست قبول كنند قول او را بىسوگند قسم دوّم زكات فطر است و انواجب ميگردد هنگام هلال شوال بر بالغ عاقل كه مالك قوت يك ساله باشد يا كسب و صنعتى داند كه بان معاش تواند گذراند با زيادتى يكصاع از قوت كه اخراج نمايد از خود و از جميع عيالان خود خواه نفقهء ايشان برو واجب باشد يا همچو زوجه و بنده مطلقا و پدر و مادر و فرزند چون فقير باشند و خواه سنّت همچو خويشان و مهمان و اگر چه كافر باشند پس زكات فطر بر طفل و مجنون و بنده و فقير واجب نباشد و همچنين كسى كه در حين هلال شوال بيهوش افتاده باشد و بر كافر واجب است و ليكن ازو صحيح نيست و بعد از اسلام ساقط ميگردد و اگر چه بعد از هلال مسلمان شود و زكات زوجه و اگر چه غنيه باشد بر زوجست و برو چيزى واجب نيست و همچنين هر كس كه زكات او بر ديگرى واجب گردد ازو ساقط شود همچو مهمان توانگر و واجب است بر خواجه زكات از بندهء خود و اگر چه غائب باشد يا گريخته يا مرهون يا مغضوب و اگر پيش از غروب آفتاب شب عيد فطر او را فرزندى ايد يا مسلمان شود يا بالغ يا غنى گردد يا بنده خود يا زن ؟ ؟ ؟ ؟ كند زكات از براى او واجب ميگردد و اگر بعد از غروب افتاب باشد تا نماز عيد سنّت باشد و مهمانى كه بجهة او زكات واجب است انست كه نزد اينكس باشد در اخر روز رمضان و افطار انروز نزد او كند از طعام او و وقت اخراج ان از هلال شب عيد است تا بزوال افتاب روز عيد و مقدم ندارد مگر بر سبيل قرض و در وقتش حساب نمايد و سنّت است اخراج از پيش از رفتن بمصلّى و جائز نيست از نماز تاخير نمودن به اختيار و اگر نتواند از مال خود بيرون كند و واجب است قضاى ان بعد از وقت و بعضى گفتهاند بعد از ان هم اداست و اگر مستحق باشد و تاخير نمايد ضامن گردد و جائز نيست نقل از شهر خود با وجود مستحق و از عهده بيرون ايد اگر تلف شود و مصرف زكات فطر مستحقان زكات مالند و اگر مستحق نباشد تاخير نمايد و ضامن نباشد و سنّت است كه به فقيرى كمتر از صاعى ندهند مگر فقيران بسيار باشند و مال كم جائز است كه بيك فقير صاعها بدهند و جائز است كه مالك خود صرف نمايد بمستحقين و سنّت است كه به امام دهد يا نائب و در زمان غيبت بفقيه امين امامى و نيّت كند و قدر زكات از براى هر راسى از مالك و عيالان او يكصاع است و انعبارتست از نه رطل هر رطلى يكصد و سى درهم از قوت غالب كه انگندم است و جو و خرما و مويز و برنج و كشك و شير و افضل خرماست پس مويز پس قوت غالب و جائز است كه اخراج قيمت نمايد و جائز نيست كه